زبان حال امام حسین علیه السلام به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام و

زبان حال امام حسین علیه السلام به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام

بان حال امام حسین علیه السلام به حضرت اباالفضل العباس علیه السلام

آمـاده بـاش مـقصـد مـا در سفر یکیـست ......

سرهایمان جداست ولی بال و پر یکیست......

اینهـا برای کشـتن مـا صـف کشیـده اند ........

از هـر کجای دشت بپرسی خبـر یکیست ......

دار و نــدارمـان همـه در بین خیمه هاست......

آتش کـه شعله ور بشود خشک و تر یکیسـت......

حتی بــه روی اکبر من تیـغ می کشـند.........

با اینـکه با پیـامبـر از هـر نـظر یــکیست.. ......

تنهـــا بــه این گناه که فــرزند حیــدریم... ......

تنها به این دلیل که ما را پدر یکیست... ........

آیا کسی نمانده که یـــاری کــند مـــرا؟.........

اینجا میان این همه لشکر ، اگر یکیست؟......

عباس من ، برادر من ، نور چـــشم من ........

طرز مصــاف کردن تـــو با پــدر یکیــست .......

تنـهــا رجز بـــخوان و بــگـو یا علی مـدد........

در چـشم شیر یک نفر و صد نفر کیست ......

از بـس حروف پیـکر پاکت مقطــع است .......

پایـین پای مرقد و بالای سر یکیست ..........

شمشــیــرها به دور تنــت حلقه میزند.........

چون جمع تیر ها همگی ضرب در یکیست.....

بــعد از من و تـو زینـب اگر نشنـود بدان .......

خونین بدن زیاد ، ولی خون جگر یکیست .....

غــرق ستــاره اسـت تــن من هـنـوز ..........

در آسمان بی کسی من قمر یکیست ....

 
/ 0 نظر / 22 بازدید