چرا سر مبارک امام حسین (ع) بعد از شهادت هم، بر سر نیزه قرآن می خواند ؟ و

آیات و احادیثی که آقا امام حسین (ع) درمسیرحرکت خویش ازمدینه تا کربلا قبل ازشهادت و از کربلا  تا کوفه و شام  بعد ازشهادت مظلومانه خود  تلاوت و بیان  فرمود ه اند بطور اجمالی یادآوری می شود   .

 یحیى حرانی مؤلّف روضة الشهداء، - که ساکن حّران و یهودى بود- نقل می کند  چون کاروان اسیران کربلا در مسیر کوفه به شام به این مکان رسید، یحیى که در قلعه‏اى، بالاى کوه مى‏زیست براى تماشاى آنان و سرهاى بریده شهیدان به آنجا آمد، سر مبارک سید الشهدا امام حسین ( علیه السلام)  را دید که لب‏هایش مى‏جنبید. وقتى نزدیک رفت و گوش فرا داشت چنین شنید:«وَ سَیْعلَمُ الَّذینَ ظَلمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»

 آنها که ستم کردند به زودى مى‏دانند که باز گشتشان به کجاست‏.


همچنین حضرت امام حسین(ع) پس از آنکه افرادی از بنی اسد که می خواستند به او بپیوندند نتوانستند و با مقابله ازرق بن حرث مواجه شدند، فرمود:«لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظیم!». ابن شهرآشوب مى‏نویسد: ابو مخنف به نقل از شعبى گوید: سر امام حسین (ع) را در صیارف کوفه بر دار زدند. پس سر به صدا در آمد و سوره کهف را قرائت کرد تا به این آیه رسید:

 «إنَّهُم فتیةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم وَ زِدناهُم هُدىً»

(آنان جوانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما برهدایت شان افزودیم )

 همچنین امام حسین علیه السلام پس از افتادن مسلم بن عوسجه به سوى او شتافت و فرمود: اى مسلم خدا تو را رحمت کند. سپس این آیه را تلاوت فرمود:

 فَمِنْهُم مَنْ قَضَى‏ نَحْبَهْ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرْ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلا وقتى خبر شهادت مسلم بن عقیل (ع) را به حضرت امام حسین (ع) دادند، چشم‏هایش پر از اشک شد ولى فوراً این آیه شریفه را تلاوت کرد:وَ مِنَ الْمُؤْمِنین رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیه فَمِنْهم مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظر وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلًا


امام حسین (ع) در حین خروج از مدینه آیه شریفه را تلاوت نمود که:

 «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنى‏ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»

 و چون وارد مکه معظمه شد این آیه قرائت کرد که:

«وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْیَنَ قالَ عَسى رَبّى‏ انْ یَهْدِیَنى‏ سَواءَ السَّبیلِ»

سرمبارک امام حسین (ع) این آیه شریفه سوره کهف را تلاوت فرمود:

 «ام حَسِبتَ أَنّ اصحابَ الکَهفِ وَ الرَّقیمِ کانُوا مِن آیاتِنَا عَجَباً»

 شاید سرّ تلاوت این آیه مشترکات میان اصحاب کهف و امام حسین (ع) واصحاب امام (علیه السلام)  است. اما با وجود این مشترکات ، خداوند، داستان حسین (ع) را شگفت‏تر ساخته است. در تاریخ آمده است که سر شریف امام حسین (ع) این آیه شریفه را تلاوت فرمود:


فَسَیَکْفیکَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّمیعُ العَلیمُ        «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه»

حضرت على اکبر علیه السلام  دراثناء رسیدن به کربلا شنید که آقا امام حسین (ع) آیه

 «انَّا لِلَّهِ وَ انَّا الَیْهِ راجِعُونَ» را تلاوت مى‏فرمودند

حضرت در برخورد با سعید بن عاص والی یزیدی مدینه، این آیه را تلاوت فرمود:


«لى‏ عَمَلى‏ وَ لَکُمْ عَمَلُکُمْ أَنْتُمْ بَریئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرى‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ»


امام حسین علیه‏السلام از عبیدالله بن حر جعفی پس از آنکه دعوت امام را نپذیرفت و گفت اسبم را به شما هدیه می دهم، روى گرداند و فرمود: حال که در راه ما از نثار جان دریغ مى‏کنى، ما نیز به مال تو نیازى نداریم. سپس این آیه را تلاوت نمود:ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلّینَ عَضُداً؛ (کهف/ 51)

 من هرگز گمراه کنندگان را یار و مددکار نمى‏گیرم

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

چرا سر امام حسین ـ علیه السلام ـ بر نیزه آیه«ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» را می خواند؟

بدون شک سخن گفتن سر مقدس امام حسین ـ علیه السلام ـ یکی از معجزات آن بزرگوار می باشد و این اتفاق دو بار صورت گرفته است. یک بار در کوفه و مرتبه بعد در شام. شیخ علی نمازی می نویسد سر امام حسین ـ علیه السلام ـ در کوفه این آیه را خواند «ام حسبت ان اصحاب الکهف و الرقیم کانوا من آیاتنا عجبا» و در دمشق سخن گفت «اعجب من اصحاب الکهف قتلی و حملی»[1] 
همان طور که می دانیم «معجزه امر خارق العاده ای است که برای اثبات حق و همراه با تحدی (دعوت به مقابله) تحقق پیدا می کند.»[2] برای سخن گفتن سر مقدس امام حسین ـ علیه السلام ـ و این که چرا آیه مذکور را خواند می توان چند دلیل را به عنوان احتمال ذکر کرد. 

1. سخن گفتن سر مقدس امام حسین ـ علیه السلام ـ نشانه حقانیت آن حضرت و الهی بودن قیام ایشان می باشد. سر حضرت سخن گفت تا کمکی باشد برای اثبات حق و حقانیت حضرت. 

2. احتمال دوم این که حضرت می خواهد بگوید، هر چند سر از بدن ما جدا کردند و بالای نیزه قرار دادند اما ما هنوز زنده هستیم. حیات ما جاودانی و همیشگی است. حرث بن وکیده می گوید: من همراه با کسانی بودم که سر حسین ـ علیه السلام ـ را حمل می کردند شنیدم که می فرماید: «ام حسبت ان اصحاب ... . » من در خودم شک کردم که آیا من دارم صدای ابی عبدالله را می شنوم؟ حضرت به من فرمود: ای فرزند وکیده آیا نمی دانی که ما ائمه نزد پروردگارمان زنده هستیم؟»[3] 

3. احتمال سوم این است که حضرت می خواهد این نکته را برساند که شهادت من به دست مسلمانان، کسانی که من با آنها مذهبم یکی است، کسانی که به دین جدم رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می باشند و هنوز از رحلت جدم بیش از پنجاه سال نگذشته است و ... بسیار عجیب تر از داستان اصحاب کهف است. منهال بن عمرو می گوید: سر امام حسین ـ علیه السلام ـ را در دمشق دیدم ... که این سخن را گفت: اعجب من اصحاب الکهف قتلی و حملی»[4] 

یعنی به شهادت رساندن من و بر نیزه کردن سرم از امر اصحاب کهف عجیب تر و شگفت انگیز تر است» من پسر دختر پیامبر هستم که مرا و اصحابم را بین دو نهر آب با لبهای تشنه سر بریدند و به شهادت رساندند. 

و می توان گفت که امام با این اعجاز می خواست ثابت کند که حق هرگز نابود نمی شود بلکه همیشه زنده است. 
-------------------------------------------------------------------------------- 
[1]. شیخ علی النمازی، مستدرک سفینه البحار، قم، موسسه النشر الاسلامی، لجامعه المدرسین، 1419، ج 9، ص 172. 
[2]. محمد حسین طباطبایی، اعجار قرآن، بی جا، نشر فرهنگی رجا، 1362، ص 116. 
[3]. شیخ الشریفی، موسوعه کلمات الامام الحسین ـ علیه السلام ـ چاپ سوم، قم، دار المعارف، 1416، ص 523.